آدم های شب
آدم های از جنس
تنهایی هستند
گاهی انگار
با خودشان
لج کرده اند برای نخوابیدن !!!
و یا شاید
منتظر معجزه ای هستند
از جنس
" شبت بخیر عشقم "
...
پ.ن: آدم های مهم زندگی مان را فراموش نکنیم.
وقت نوشتن از تنهایی
بغض می کنم
گریه می کنم
ساکت می شوم
مظلوم می شوم
اما باز به تنهایی ادامه می دهم
من برای خیلی ها مرده ام
کاش خیلی ها هم برای من بمیرند...!!!!!
پ.ن: امروز بالاخره کار پایان نامم ت
آرامش نهفته در تنهایی را باید پیدا کرد!!
و به مانند گنجی عزیزش داشت
باید پنهانش کرد میان لبخندهایت
میان قهقهه زدن هایت
اشک ها
و
خواب هایت
باید خودخواهانه دوست ش داشت
باید برایش ساعت ها وقت گذاشت
ب
احساس بچه ای را دارم
که نه از خنده هایش
می شود فهمید که شاد است!
و نه از اشک هایش
می شود پی برد که چقد غمگین است!!!
پ.ن: خوب بودن های من گاهی حال به هم زن می شوند. این لحظات من باید ساکت و
دلم گرفته
نه برای رفتن ها
نه برای نبودن ها
نه برای نفهمیدن ها
نه برای درک نشدن ها
نه برای ...
فقط برای این همه احساسی که سرگردانند و در دست من اسیر.
برای این همه راه نرفته که پای رفتن ها را فلج کرده